قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4595

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء سبع و خمسين و سبعمائه هجرى [ موافق سال هفتصد و چهل و هفتم از رحلت خير البشر « 1 » ] در اين سال شاه شجاع عزيمت تأديب اوغانيان نمود ، و ايشان جماعتى تركان‌اند كه در زمان ارغون خان به محافظت كرمان آمده بودند و به مرور زمان بعد از فوت سلطان ابو سعيد و هرج و مرج ، آسوده و فارغ البال در آن ولايت مىگذرانيدند ، تا آنكه چنانچه گذشت ميان ايشان و امير مبارز مكررا محاربات شد . و اوغانيان چون خبر توجه شاه شجاع شنيدند ، پناه به كوه‌هاى بلند و قلعه‌هاى محكم بردند و كس در ميان انداخته التماس عفو نمودند و به اجابت مقرون شد و شاه شجاع بازگشته به كرمان آمد . و امير مبارز تابستان شيخ ابو اسحاق را در اصفهان محاصره كرد و در زمستان سلطانشاه را به محاصرهء بازداشته خود به لرستان رفت و تمام زمستان مردم اصفهان حصارى بودند و محنت بسيار كشيدند . و در بهار چون كار به جان و كارد به استخوان رسيد ، فوج فوج بيرون آمده شاه سلطان را ديدند و رعايت يافتند و ( قلعهء طبرك را نيز به شاه سلطان دادند ) « 2 » و سيد جلال [ الدين ] مير ميران ديگر طاقت نياورده به كاشان گريخت و اصفهان مفتوح شده امير شيخ ابو اسحاق در خانهء مولانا نظام الدين اصيل به دست افتاد . امير مبارز او را به وارثان امير حاج ضرّاب « 3 » كه امير ابو اسحاق او را به غير حق كشته بود سپرد . يك پسر امير حاج گفت كه امير ابو اسحاق پادشاه ما بود و ما را با او هيچ دعوى و نحو قصاص نيست . و پسر ديگر كاردى

--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر . ( 2 ) . ق : ( و طبرك نيز قلعه را به شاه سلطان دادند ) ؛ م : ( و طبرك نيز به شاه سلطان دادند ) . ( 3 ) . هر سه نسخه : امير حاج خراب .